محرومیتزدایی در دهههای اخیر از یک رویکرد صرفاً حمایتی به یک مسئله توسعهای و توانمندساز تبدیل شده است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که توزیع منابع مالی بدون ایجاد ظرفیت اقتصادی و اجتماعی، تاثیر پایداری بر کاهش فقر ندارد. در همین راستا، مفهوم «نوآوری اجتماعی» بهعنوان ابزاری برای حل مسائل اجتماعی و «اقتصاد دانشبنیان» بهعنوان موتور تولید ارزش افزوده، جایگاه مهمی در سیاستگذاری توسعه پیدا کردهاند (OECD, 2015).
نوآوری اجتماعی؛ عبور از حمایت سنتی
نوآوری اجتماعی به معنای طراحی راهکارهای جدید برای پاسخ به مسائل اجتماعی است؛ راهکارهایی که علاوه بر حل مسئله، مشارکت و توانمندسازی جامعه را نیز تقویت میکنند. به باور Geoff Mulgan، نوآوری اجتماعی زمانی مؤثر است که بتواند روابط اجتماعی و الگوهای مشارکت را نیز تغییر دهد (Mulgan, 2006).
در مناطق محروم، بسیاری از چالشها ناشی از کمبود سرمایه اجتماعی، ضعف دسترسی به آموزش و محدودیت زیرساختهاست. در چنین شرایطی، استفاده از فناوریهای آموزشی، خدمات سلامت دیجیتال و پلتفرمهای کسبوکار محلی میتواند بخشی از این شکاف را کاهش دهد. بنابراین، نوآوری اجتماعی تنها یک ایده فناورانه نیست، بلکه فرآیندی برای بازتعریف شیوه حل مسائل اجتماعی محسوب میشود.
اقتصاد دانشبنیان و توانمندسازی مناطق محروم
اقتصاد دانشبنیان بر نقش دانش، فناوری و سرمایه انسانی در خلق ثروت تأکید دارد. در این الگو، توسعه صرفاً وابسته به منابع طبیعی نیست، بلکه به میزان تولید دانش و تبدیل آن به ارزش اقتصادی وابسته است. بر اساس دیدگاه Amartya Sen، توسعه زمانی معنا پیدا میکند که ظرفیت انتخاب و توانمندی افراد افزایش یابد (Sen, 1999).
شرکتهای دانشبنیان میتوانند از طریق ایجاد اشتغال تخصصی، توسعه فناوریهای بومی و افزایش بهرهوری، زمینه تحول اقتصادی مناطق محروم را فراهم کنند. برای نمونه، استفاده از فناوریهای نوین در کشاورزی هوشمند یا انرژیهای تجدیدپذیر، علاوه بر کاهش هزینهها، موجب افزایش بهرهوری و پایداری اقتصادی میشود.
پیوند نوآوری اجتماعی و دانشبنیان
نقطه اتصال نوآوری اجتماعی و اقتصاد دانشبنیان، «حل مسئله» است. نوآوری اجتماعی مسائل واقعی جامعه را شناسایی میکند و شرکتهای دانشبنیان ابزار فناورانه لازم برای حل این مسائل را توسعه میدهند. این همافزایی میتواند الگوی جدیدی از توسعه محلی ایجاد کند که وابستگی مناطق محروم به حمایتهای کوتاهمدت را کاهش دهد.
با این حال، تحقق این هدف نیازمند توسعه زیرساخت دیجیتال، حمایت از کارآفرینی فناورانه و تقویت ارتباط میان دانشگاه، صنعت و جامعه محلی است. گزارشهای United Nations Development Programme نیز نشان میدهد که سرمایهگذاری در آموزش و فناوری، نقش مستقیمی در کاهش نابرابری اجتماعی دارد (UNDP, 2021).
نتیجهگیری
محرومیتزدایی پایدار بدون توجه به نوآوری و فناوری امکانپذیر نیست.
در مدل سکوی رعنا، او شریک اصلیِ ساخت آینده نوآوری اجتماعی و اقتصاد دانشبنیان با ایجاد فرصتهای جدید اقتصادی و تقویت سرمایه انسانی، زمینه توسعه متوازن را فراهم میکند در واقع، عبور از الگوی حمایتی سنتی به سمت توانمندسازی دانشمحور، است